امروز 13 بدره و همه در قرنطینه ایم. البته نمیدونم، حتما هستن بی مغزهایی که درکی از شرایط موجود ندارن و میان بیرون. اما هستن کسایی هم مثل همسایه ی روبرویی ما که زیر انداز انداخته و بالش، دراز کشیده رو پشت بوم و داره از آفتاب بهاری کمال استفاده رو میکنه :)) تازه تخمه هم برده با خودش :)))))))) بچه ی 6، 7 سالشم از اینور به اونور میره. معلومه حوصلش سر رفته :)) منم نشستم پای درسم.
حالا حالاها اینه اوضاع... توکل به خدا
برچسب:
نویسنده: نیما زمانی
به شدت سرگرم کارای پایان نامه ام. فعلا باید متلب رو خوب یاد بگیرم.
این مدت هم انقدر بارون اومد. هوا حسابی پائیزی و خیسه :) سلام بر پائیزی دیگر :)
برچسب:
نویسنده: نیما زمانی
دلم هوای شمال کرده بدجوووور...
خیلی ساله نرفتم. آخرین بار تابستون 92 بود که با مامان بابا رفتیم یه روزه و برگشتیم. که اونم انقدر حالم بد بود هیچی نفهمیدم ازش و نچسبید بهم :(
برچسب:
نویسنده: نیما زمانی
دنبال آرزوهای قدیمی و ناب رفتن؛ حتی فکر کردن بهش هم حال آدمو خوب میکنه :)
Love is a wild thing :)
برچسب:
نویسنده: نیما زمانی